در اینجا ماری نگران این نیست که بدست کی آزاد میشه بلکه نگران اینند که سوسونو نتونه کاری بکنه و کشته بشن .و اگر نه اینها از خداشون بود که فقط یکی نجاتشون بده

دوباره همون قضیه معروفی بویونگ که دیگه اصلاْ کل راهبه های قصر به ندیمه تبدیل شدن مودوک به یوهوا میگه یه دختر اومده که قبلاْ توی قصر پیشگویی بوده که این بنده خدا رو به خاطر جومونگ از قصر انداختن بیرون .نه یه ندیمه که به خاطر کم کاری در حق شما انداختنش بیرون

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 9:6  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 23:26  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:34  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:33  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:29  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:29  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:28  توسط جومونگ
|

شما عزیزان می توانید در این قسمت تمام آهنگهای سریال جومونگ را دانلود کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:26  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:21  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:19  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:18  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:17  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:15  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:13  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 19:11  توسط جومونگ
|
اول سریال وقتی جومونگ دخل دزدها رو اورد جویای احوال سوسونو میشه

تعارف بئ مانگ به هان دانگ که به سلامتی هم میرند بالا
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 18:54  توسط جومونگ
|
جومونگ میره پیش مادرش که تو راه موسانگ و مودوک رو می بینه که دارن کارایی می کنن



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 9:54  توسط جومونگ
|
دوچی و اون سه تا نخاله دوست داشتنی باهم درگیر میشن و اوویی که دل پری داره ازش حسابی میزندش

برادر ملکه در جلسه وزیرها مخ همه رو میزنه که حالا که جومانگ رفته پس دائه سوباید ولی عهدبشه

همه پیشاپیش به دائه تبریک میگن که پو عصبانی ازاتاق میاد بیرون و به دایی اش با صدای بلند میگه پس من چی؟ من حق ولی عهد شدن ندارم؟!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 21:37  توسط جومونگ
|
کاهن دسته گل هایی که اب داده رو واسه جومانگ تعریف میکنه و میگه که چون من فکر میکردم پدرت باعث اسیب به بویو میشه ، ازشاه قبلی خواستم بهش خیانت کنه ، به این ترتیب پدرت شکست خورد و چشمهاش رو از دست داد و بعد هم جلوی جومانگ زانو میزنه عذر میخواد

جومانگ به یاد حرف های پدرش که درزندان بهش میکفت بهش خیانت کردن و در تله افتاد می افته و اشک از چشمهاش جاری میشه و روی کوه پدرش رو صدا میکنه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 21:35  توسط جومونگ
|
حذف صحبتهای وزیر و گوموا که درباره یومی یول حرف می زدن که وزیر به گوموا میگه باید اینو یادت باشه که یومی یول بزرگترین پیشگوی آسمان و زمینه و گوموا هم میگه دیگه نمی خوام اجازم دست یه پیشگو باشه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 13:58  توسط جومونگ
|
اویی به جومانگ و بقیه میگه که من مطمئنم کار دوچی هست، جومانک میگه اون تنهایی دیکه از این جرات ها نداره حتما کار داداشمه ، و اگه اون درگیر شده باشه به این اسونی ها نمیشه بویونگ رو ازاد کرد.


دوچی که تازه فهمیده شاهزاده دستور داده بویونگ رو بگیرن به دستیارش میکه این انگار کارو زندگی نداره ؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 21:34  توسط جومونگ
|
اویی که به جومانگ میگه اینا حرفی که زدم رو باور میکنن ؟جومانگ میگه پو که خنگه اره ولی دائه سو به این راحتی باور نمیکنه

دائه سو دوباره کارگر رو احظار میکنه و ازش میپرسه تو کارگاه چه خبره ؟ اونم میگه موپال مو یه چیزی کشف کرده ولی به ما ها نشون نمیده

ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 21:29  توسط جومونگ
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 11:51  توسط جومونگ
|
چند سکانس بس تکراری از یومی یول به خاطر لباس .این بار در احضار چو رانگ و دادن دستور احضار کاهنان از ساچالدو و تمام کشور


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 11:43  توسط جومونگ
|